السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)
14
تفسير هدايت (فارسى)
حكمت خويش نيز تدبير كرده ( و آفريده ) و براستى بودنيها را سزاست كه او را تسبيح كنند زيرا ذات والاى او به قوت و حكمت بر كاينات مسلّط و فرمانروا و شايستهء چنين تسبيحى است . [ 2 ] اين آيات هم چنان پياپى تا آيهء ششم ما را از خلال صفات و نامها و افعال خداوند كه در آفريدگان جلوهگر مىشود با پروردگارمان ، عزّ و جلّ ، آشنا مىكند و اينهمه ما را به اين امر رهنمون مىشود كه بر ما سزاست كه او را تسبيح كنيم . آدمى به سبب جهل خود نسبت به پروردگار والاى خود براى او شريك مىسازد ، اما اگر بزرگى و تسلّط مطلق او را بر آفريدگان بشناسد ، اين شناخت تمام انديشهها و گرههاى شرك انگيز را در ضمير آدمى از ميان مىبرد . ما افرادى از بشر را كه همانندمان هستند با او شريك مىآوريم زيرا چيزى از دارايى و نيرو بديشان داده شده ، و اين شريك آورى خداوند راستين را از ديدهء ما مستور و محجوب مىسازد . آرى ، اين كسان مالك قطعهاى از اين زمين و پارهاى نعمتها هستند ، يا بر مردم تسلّطى دارند ، ولى اين هم محدود است و آنان را « خداوندان » نمىگرداند ، و ملك و قوّتشان با آنچه خدا دارد قابل مقايسه نيست . « لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ - ملك آسمانها و زمين او راست . » با هر آنچه در اين دو وجود دارد ، و اين براستى ملكى است پهناور مطلق و حقيقى ، زيرا تملّك مردم بر چيزها تملّكى است / 15 اعتبارى و از لحاظ زمانى محدود ، چه آنان مىميرند و از دارايى خود مىگسلند ، و از لحاظ چندى نيز محدود است ، زيرا نسبت به ملك خداوند كه تمامى هستى را در بر مىگيرد ، بسيار اندك است و از ديدگاه چونى محدود است زيرا توانايى آنان بر تصرّف در آن محدود شده ، در حالى كه ملك خداوند مطلق و توانايى او نامحدود است ، كه زنده كردن و ميراندن از نمودارهاى اين توانايى است . « يُحْيِي وَ يُمِيتُ - زنده مىكند و مىميراند . » هر گونه بخواهد ، و هر وقت اراده كند ، و هرگز هيچ مانعى او را از اين كار باز نمىدارد ، و جز او كس را چنين توانايى در ملك ، و تسلّطى بر آن نباشد . در